X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 29 آبان‌ماه سال 1387

                                  درس هشتم 

(( ان هذا القرءان یهدی للتی هی اقوم و یبشر المؤمنین الذین یعملون الصلحت ان لهم اجرا کبیرا )) ( سوره اسراء آیه 9 )

ترجمه :

این قرآن به راهی که استوارترین راه هاست ، هدایت می کند ، و به مومنانی که اعمال صالح انجام میدهند ، بشارت می دهد که برای آنها پاداش بزرگی است.

تفسیر :

مستقیم ترین راه خوشبختی در آیات گذشته سخن از بنی اسرائیل و کتاب آسمانیشان تورات و تخلفشان از این برنامه الهی و کیفرهایشان در این رابطه در میان بود . از این بحث به قرآن مجید کتاب آسمانی مسلمین که آخرین حلقه کتب آسمانی است منتقل می شود و می گوید :" این قرآن مردم را به آیینی پا برجا ترین آیینها است هدایت می کند "( ان هذا القرآن یهدی للتی هی اقوم ) . " اقوم " از ماده " قیام " گرفته شده است ، و از آنجا که انسان به هنگامی که می خواهد فعالیت پی گیری انجام دهد قیام میکند و به کار می پر دازد از این نظر قیام کنایه از حسن انجام امور و آمادگی برای فعالیت آمده است ، ضمنا" استقامت " که از همین ماده گرفته شده است و " قیم " که آنهم از این ماده است به معنی صاف و مستقیم و ثابت و پا بر جا است . و از آنجا که " اقوم " صیغه " افعل تفضیل " است به معنی صافتر و مستقیمتر و پا بر جا تر می آید و به این ترتیب مفهوم آیه فوق چنین است که " قرآن به طریقه ای که مستقیم ترین و صافترین و پا برجاترین طرق است دعوت می کند ". صاف و مستقیم از نظر عقادی که عرضه می کند ، عقادی روشن ، قابل درک خالی از هر گونه ابهام و خرافات ، عقادی که دعوت به عمل دارد ، نیرو های انسانی را بسیج می کند و میان انسان و قوانین عالم طبیعت هماهنگی برقرار می سازد . صافتر و مستقیم تر از این نظر که میان ظاهر و باطن ، عقیده و عمل ، تفکر و برنامه ، همگونی ایجاد کرده و همه را بسوی " الله " دعوت می کند .

صافتر و مستقیم تر از نظر قوانین اجتماعی و اقتصادی و نظامات سیاسی که بر جامعه انسانی حکم فرما است که هم جنبه های معنوی را پرورش میدهد و هم از نظر مادی ، تکامل آفرین است . به افراط و تفریط عبادت و همچنین برنامه های اخلاقی که انسان را از هر گونه تمایل به افراط و تفریط و آز و حرص و طمع و اسراف و تبذیر و بخل و حسد و ضعف و استکبار رهایی می بخشد . و بالاخره صافتر و مستقیم تر از نظر نظام حکومتی که بر پا دارنده عقل است و در هم کوبنده ستمگر و ستمگران . آری قرآن هدایت به طریقه و روشی می کند که در تمام زمینه ها صافترین و مستقیم ترین و ثابت ترین طریقه است .

در اینجا این سؤال پیش می آید که مفهوم " افعل تفضیل " ، این معنی را می رساند که در مذاهب و ادیان موجود اقوام دیگر ، این استقامت و عدالت وجود دارد ولی در قرآن بیشتر است اما با توجه به چند نکته پاسخ این سؤال روشن میشود ، زیرا  : اولا اگر طرف مقایسه ادیان آسمانی دیگر باشد ، بدون شک آنها نیز در زمان و عصر خود آیینی مستقیم و صاف و پابرجا بودند ، ولی طبق قانون تکامل ، هنگامی که به مرحله نهایی یعنی مرحله خاتمیت برسیم ، آیینی وجود خواهد داشت که صافترین و پا برجا ترین است . ثانیا اگر طرف مقایسه غیر مذاهب آسمانی باشد باز هم افعل تفضیل در اینجا مفهوم دارد زیرا مکتبهای دیگر می کوشند که سهمی از استقامت و صافی را داشته باشند ولی در مقایسه با اشتباهاشان و در مقایسه مجموع آنها با قرآن روشن می شود که این آیین از همه مستقیم تر و پا برجا تر و با ساختمان روح و جسم وجان انسان هماهنگ تر و به ههمین دلیل پا برجا تر است : ثالثا همانگونه که سابقا هم اشاره کردیم ،" افعل تفضیل " ، همیشه دلیل بر این نیست که طرف مقایسه ، حتما سهمی از آن مفهوم را دارا است ، چنانکه در قرآن مجید می خوانیم افمن یهدی الی الحق احق ان یتبع ام من لا یهدی الا ان یهدی :" آیا کسی که به سوی حق دعوت می کند شایسته تر برای رهبری است یا آنکس که راهی به حق ندارد مگر اینکه او را رهبری کنند " ( یونس – 35 ) .

ضمنا توجه به این نکته لازم است که با در نظر گرفتن این معنی که یکی از معانی " اقوم " ثابت تر و پا برجا تر است ، و با در نظر گرفتن اینکه در عبارت ذکر نشده و به اصطلاح " حذف متعلق دلیل بر عموم است " روشن می شود که این آیه از آیاتی است که اشاره بهمسئله خاتمیت اسلام و پیامبر نیز دارد چرا که می گویند این آیین از همه آیینها ثابت تر و پا برجا تر است ( دقت کنید ) . سپس از آنجا که موضع در گیریهای مردم در برابر این نامه مستقیم الهی مختلف است ، به دو نوع موضع گیری مشخص و نتایج آن اشاره کرده می فرماید : " این قرآن به مومنانی که عمل صالح انجام دهند مژده میدهد که برای آنها پاداش بزرگی است ( و یبشر المؤمنین الذین یعملون الصالحات ان لهم اجرا کبیرا ).

(( من عمل صلحا من ذکر او انثی و هو مومنون فلنحییه حیوهُ طیبهُ و لنجز ینهم اجرهم با حسن ما کانو یعلمون))(سوره نحل ایه 97)

هر کس کار شایسته ای انجام دهد ، خواه مرد باشد یا زن ، در حالی که مومن است  ،اغو را به حیاتی پاک زنده نگه داریم ، و پاداش انها را بهترین اعمالی که انجام می دهند ، خواهیم داد.

تفسیر :

و به دنبال ان بصورت یک قانون کلی نتیجه اعمال صالح تئام با ایمان از هر کس و به هر صورت تحقق یابد . در این دنیا و جهان دیگر ، بیان می کند و می گوید :" هر کس عمل صالح انجام دهد در حالی که مومن باشد ، خواه مرد یا زن به او حیات پاکیزه می بخشیم ، و پاداش انها را به بهترین اعمالی که انجام می دهند خواهیم داد . ( من عمل صالحا من ذکر او انثی و هو مومن فلنحیینه حیاة و لنجز ینهم اجرهم با حسن ما کانوا یعلمون )

. و به این ترتیب معیار ، تنها ایمان و اعمال صالح زایده ان است و دیگر هیچ قید و شرطی از نظر سن و سال ، نه از نظر نژاد ، نه از نظر جنسیت وئ نه از نظر پایه ورتبه اجتماعی در کار نیست و و نتیجه این عمل صالح مولود ایمان در این جهان ،حیات طیبه است یعنی تحقق جامعه ای قرین با آرامش،امنیت،رفاه ،صلح ، دوستی ،محبت ،تعاون و مفاهیم سازنده انسانی خواهد بود . و از نابسامانیها و دردو رنجهایی که بر اثر استکبار و ظلم و طغیان و هئا پرستی و انحصار طلبی بوجود می اید و اسمان زندگی را تیره و تار می سازد در امان است این از یکسو و از سوی دیگر خدا انها را بر " طبق بهترین اعمالشان " پاداش خواهد داد.

                          *       *         *

(( قالت الا عراب ءامنا قل لم  تومنوا و لکن قولوا اسلمنا و لم یدخل الایمن فی قلوبکم و ان 

تطیعوا و رسوله لا یلتکم من اعملکم شیا ان الله غفور رحیم)) ( سوره حجرات ایه 14) 

ترجمه:

عربهای بادیه نشین گفتند "ایمان اورده ایم " بگو :" شما ایمان نیاورده اید ، ولی بگویید اسلام

اورده ایم ، اما هنوز ایمان وارد قلب شما نشده است و اگر از خدا و رسولش اطاعت کنید ، چیزی از پاداش کارهای شما را فرو گذار نمی کند ، خداوند ، امرزنده و مهربان است. 

تفسیر:

اعراب بادیه نشین گفتند: ایمان آورده‌ایم، به آنها بگو: شما ایمان نیاورده‌اید، بگویید اسلام آورده‌ایم، ولی هنوز ایمان وارد قلب شما نشده است. (قالت الاعراب آمنا قل لم تومنوا و لکم قولوا اسلمنا و لما یدخل الایمان فی قلوبکم). طبق این آیه تفاوت اسلام و ایمان در این است که اسلام شکل ظاهری قانونی دارد و هرکس شهادتین را بر زبان جاری کند در سلک مسلمانان وارد می‌شود و احکام اسلام بر او جاری می‌گردد. ولی ایمان یک امر واقعی و باطنی است و حایگاه آن قلب آدمی است، نه زبان و ظاهر او. اسلام ممکن است انگیزه‌های مختلفی داشته باشد، حتی انگیزه‌های مادی و منافع شخصی، ولی ایمان حتماً از انگیزه‌های معنوی، از علم و آگاهی سرچشمه می‌گیرد و همان است که میوه حیات‌بخش تقوی بر شاخسارش ظاهر می‌شود. این همان چیزی است که در عبارت گویایی از پیامبر صلی‌الله علیه وآله آمده است: الاسلام علانیه و الایمان فی القلب: «اسلام امر آشکاری است، ولی جای ایمان دل است.»

و در حدیث دیگری از امام صادق علیه‌السلام می‌خوانیم: اسلام یحقن به الدم و تودی به الامهنه و تستحل به الفروج و الثواب علی الایمان: با اسلام خون انسان محفوظ و ادای امانت او لازم و ازدواج با او حلال می‌شود، ولی ثواب بر ایمان است. و نیز به همین دلیل است که در بعضی از روایات مفهوم «اسلام» منحصر به اقرار لفظی شمرده شده، در حالی که ایمان اقرار توام با عمل معرفی شده است (الایمان اقرار و عمل و الاسلام اقرار بلاعمل). همین معنی به تعبیر دیگری در بحث «اسلام و ایمان» آمده است. «فضیل‌بن یسار» می‌گوید: از امام صادق علیه‌السلام شنیدم که فرمود: ان الایمان یشارک الاسلام و لایشار که الاسلام، ان الایمان ما وقر فی القلوب و الاسلام ما علیه المناکح و المواریث و حقن الدماء: «ایمان با اسلام شریک است، اما اسلام با ایمان شریک نیست (و به تعبیر دیگر هر مومنی مسلمان است ولی هر مسلمانی مومن نیست)». «ایمان» آن است که در دل ظاهر شود ما «اسلام» چیزی است که قوانین نکاح وارث و حفظ خون بر طبق آن جاری شود. ولی این تفاوت مفهومی در صورتی است که این دو واژه در برابر هم قرار گیرند، اما هرگاه جدا از هم ذکر شوند ممکن است اسلام بر همان چیزی اطلاق شود که ایمان بر طبق آن اطلاق می‌شود، یعنی هردو واژه در یک معنی استعمال گردد. سپس در آیه موردبحث می‌افزاید: «اگر از خدا و رسولش اطاعت کنید ثواب اعمالتان را به طور کامل می‌دهد، و چیزی از پاداش اعمال شما را فروگذار نمی‌کند.» (و ان تطیعوا الله و رسوله لا یلتکم من اعمالکم شی‌ا). چرا که «خداوند غفور و رحیم است» (و ان الله غفور رحیم). «لایلتکم» از ماده «لیت» (بر وزن ریب) به معنی کم گذاردن حق است. جمله‌های اخیر در حقیقت اشاره به یک اصل مسلم قرآنی است که شرط قبولی اعمال «ایمان» است، می‌گوید، اگر شما ایمان قلبی به خدا و پیامبر صلی‌الله علیه وآله داشته باشید که نشانه اطاعت از فرمان خدا و رسول او است، اعمال شما ارزش می‌یابد و خداوند حتی کوچک‌ترین حسنات شما را می‌پذیرد و پاداش می‌دهد و حتی به برکت این ایمان گناهان شما را می‌بخشد که او غفور و رحیم است.